محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

203

مناقب مرتضوى ( فارسي )

او را ؟ گفت : مرتضى على از اهل بيت پيغمبر است و قياس كرده نمىشود به او هيچ يكى از صحابه را ؛ با رسول خدا در مرتبهء وى است و به درستى كه خداى تعالى مىفرمايد : « وَ الَّذِينَ آمَنُوا ، اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ » 1072224 خ 0 91 خ الخ ؛ يعنى آن كسانى كه گرويدند ، همراه ساختم به ايشان ذرّيات را ، پس فاطمه - عليها السّلام - با رسول خداست و مرتضى على نيز با رسول اللّه و بتول است . » منقبت : هم در مودّات از عبد اللّه بن احمد حنبل منقول است كه گفت : « پرسيدم از پدر خود از بهترين صحابه . گفت : ابو بكر و عمر و عثمان ؛ پس خاموش شد . گفتم : اى پدر ، چرا نام مرتضى على را بر زبان نياوردى ؟ گفت : اى فرزند ، مرتضى على به حكم آيهء مباهله نفس پيغمبر است و به حكم : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ » 2072224 خ 0 92 خ از اهل بيت رسول و به حكم : « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ » 3072224 خ 0 93 خ و حديث : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه 4072224 خ 0 94 خ » امير مؤمنان است ؛ برابر نمىشود هيچ يكى از صحابه به او . » منقبت : هم در كتاب موّدات از امام محمّد باقر - رضوان اللّه عليه - منقول است كه گفت : « در مرض موت روزى سر مبارك رسول در كنار متبرّك امير المؤمنين على بود و مهاجر و انصار در منزل فيوض [ نازل ] 5072224 خ 0 95 خ سيّد المرسلين مجتمع بودند و در آن هنگام رو به سوى امير كرده ، فرمود : يا اخى ، قبول مىكنى وصيت مرا و بجا مىآورى وعده‌هاى مرا ؟ امير گفت : بلى يا رسول اللّه و در گريه شد ؛ چنانچه از كثرت رقّت ، بيهوش گرديد . پس گفت رسول : اى بلال ، بيار شمشير و خود و زره و اسب و ناقه و سنگ پارچه‌اى كه در ايام فاقه هنگام عبادت بر شكم مىبستم . چون بلال بفرموده قيام نمود ، پس انگشترى را از انگشت خود بدر كرده ، فرمود : يا اخى ، اين اسباب خاصّهء من به تو تعلّق دارد ؛ ببر اين چيزهاى را و بنه به خانهء خود كه هيچ كس را بعد از من در اين امور با تو مضايقه نباشد . امير المؤمنين آن چيزهاى متبرّك را بر سر و ديده ماليده ، در حضور مهاجر و انصار به خانهء خود برد . » منقبت : در مسند احمد بن حنبل از نافع علّام بن عمر - رضى الله عنه - مروى است كه گفت : « روزى از ابن عمر پرسيدم كه : بعد از سرور كاينات ، خير النّاس كيست ؟ گفت : كسى است كه بر او